من جمعیتی هستم

سلام

همیشه تو زندگیم میخواستم و میخوام که کارای بزرگی انجام بدم تا وقتی خودم رو تو آیینه میبینم به خودم بگم تو این کار رو کردی

همیشه از خودم ناراضی بودم تا قبل از اینکه با جمعیت آشنا بشم. حالا هر وقت میرم یه کاری برای جمعیت میکنم خیلی خوشحال میشم و دیگه اون اضطراب همیشگی رو ندام و راحتترم.

البته من کار زیادی تو جمعیت نکردم و شرمنده بچه ها هستم ولی دوست دارم احساسی که دارم به جمعیت

اینکه همش دنبال یه راهی هستم تا بتونم بیشتر وقت بزارم برای جمعیت حس خوبی بهم میده. خوشحالم که این روزها دغدغه ام تمام شدن کار و کمک به جمعیت هست

میدونین فک میکنم جمعیت به من بیشتر کمک میکنه تا من به اون

بچه ها ممنونم

نوشته شده در یک شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ ساعت ۱۵:۴۷ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۲۷ | نظر بدهید

درباره من

سلام

مهدی باقری هستم

کارشناسی کامپیوتر گرایش نرم افزار دارم

وکارم برنامه نویسی هست.

به هوش مصنوعی و هوشمند سازی منازل و خودرو خیلی علاقه دارم

متولد مرداد و مجرد هستم

زبان انگلیسی  رو خیلی دوست دارم

از تفریحاتم فیلم دیدن هست - فوتبال هم از دیگر علایقم هست. طرفدار بارسلونا، آرسنال، استقلال هستم.

یکی از بزرگترین افتخارات زندگیم اینه که عضو جمعیت امام علی (ع) هستم و کمکی هرچند کوچک به دوستان میکنم.

نوشته شده در یک شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۵ ساعت ۱۵:۴۲ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۶۹ | تعداد نظرات ۳

جمعیت امام علی(ع)

سلام

امروز میخوام راجب یه تجربه جدید صحبت کنم براتون

یه جمعیتی هست دانشجویی مردمی، به نام جمعیت امام علی (ع) که کمک میکنه به کودکان و خانواده های آسیب پذبر جامعه.

تو ایام اعتکاف یه مراسمی دارن به نام کعبه کریمان که میرن به بچه های نیازمند و ... سر میزنن و ارزوهاشون رو جمع میکنن

بعد تو یه جشن یکسری خیر رو جمع میکنن و آرزوها رو میدن بهشون، هرکی تونست آرزوی یه بچه رو براورده کنه

راستش منم یه روز رفتم باهاشون برای جمع آوری آرزو.

رفتیم باهم تو کوره های آجر پزی نزدیک سرخس. جای قریبی بود برای من تا حالا نرفته بودم

یکسری خونه وسط بیابون جمعیت زیادی زندگی میکنن توی این خونه ها.

من با سه تا بچه صحبت کردم

سامان: 5 سالش بود پسر خوش خنده، گفت که آرزوش اینه که یک ماشین اسباب بازی داشته باش

بصیر: خیلی پسر آرومی بود، خیلی یواش صحبت میکرد، 5 ساله بهش گفتم بصیر آرزوت چیه گفت نقاشی دوست دارم. گفتم مداد رنگی میخوای گفت 6 تایی، گفتم بیشتر نمیخوای گفت نه

فاطمه: دختر فعال، گفت که آشپزی دوست داره، گوشت و پوپک بهش گفتم پوپک چیه گفتش بستنی! تو تلویزیون دیده بوده تبلیغات بستنی رو ولی به خاطر دور بودن از شهر نتونسته بخره بخوره تا حالا

چه روز خوبی بود بچه ها خیلی خوشحال بودن. هرکدوم از بچهای جمعیت با یه عده ای از بچه ها بازی میکردن

سر و صدایی شده بود. خانواده ها هم جمع شده بودن داشتن ما رو نگاه میکردن، یه جورایی تعجب کرده بودن فک کنم

روز قشنگی بود با این که کلی کار داشتم و شبش هم خوب نخوابیده بودم بازم رفتم و پشیمون هم نیستم به بصیر گفتم که بازم میام دیدنش انشاا... بازم قسمت بشه برم ببینمشون

راستی جمعیت یه مقدار پول نیاز داره برای تجهیز خانه علم که توی قلعه ساختمان هست دوستانی که میتونن کمک کنن به jamiat.ir مراجعه کنن و با مسئول جمعیت خانم امیر تماس بگیرن

نوشته شده در یک شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۵ ساعت ۱۴:۱۴ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۱۱ | تعداد نظرات ۳

انتقادی به دولت مردان و مسولان

سلام

یکی از مشکلات ما اینه که تو سیستم دولتی همه کارشون رو بر اساس گزارش انجام میدن

یعنی اگه زنگ نزنی بگی چرا نمیان کوچه ما یه هفته هست کسی جارو نکرده کسی نیست بیاد بازرسی کنه ببینه کارگر ها اصلا میان سرکار نمیان، مردم راضین، نیستن.

اگه زنگ نزنی نگی که آسفالت خیابون خراب شده و یه هفته هست راه مسدود شده کسی نمیاد درست کنه.

اگه زنگ نزنی نگی دارن گران فروشی میکنن کسی نمیاد بازرسی کنه مشکل رو حل کنه

همه چی براساس گزارش کار میکنه

این خیلی بده مسولان منتظر میمونن که صدای مردم در بیاد بعد به فکر چاره میوفتن. یعنی یه مشکلی که برات پیش میاد تو یه اداره ای چیزی کافیه بری یه سر و صدایی بکنی همه میوفتن دنبال کارت.

باید سعی بشه سیستم جدیدی پیدا کرد برای اداره کشور

حالا باز نگین راه حل نداد اولین قدم برای حل مشکل، پیدا کردن شه. ها پس چی مو پیدا کردوم

شما ادامه بدین

شب بخیر

نوشته شده در پنج شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ ساعت ۱۸:۱۳ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۱۵۲ | نظر بدهید

انتقادی به مردان و زنان سرزمینم

سلام

فرهنگ لغت:

زنان، خانم ها = بعضی از خانم ها

مردان، مردها = بعضی از آقایان

چند روز پیش یه صحبتی داشتم با یه خانم محترمی یادم نمیاد از کجا شروع شد ولی داشتیم در مورد دوچرخه سواری خانمها صحبت میکردیم که میگفت جامعه طوری هست که نمیشه کاری کرد اگه با دوچرخه یبای بیرون هر کی یه چیزی میگه و ... بعد من گفتم به نظر من مشکل از این که خانم ها عرضه اش و ندارن و نمیان بابت چیزی که میخوان بجنگن و همش کوتاه میان و...و اونم گفت که مرد ها هم خیلی عقده ای هستن و ...

بعدا نشستم با خودم فک کردم در این مورد، واقعا ما چمونه چرا این طوری هستم چرا مرد های این طوری هستن واقعا خدا نکنه یه دختری بگه سلام دیگه با خودشون چه فکر هایی میکنن و همش دنبال این و اون، نصفشون که الان معتادن، نصف دیگه هم بیکار، تنبل، حق به جانب، چشم چرون و ...

و از اون طرف دختر ها رو هم نمیشه با یک من عسل خورد بی جنبه همه از دماغ فیل افتاده، پررو، همش هم به فکر اینن که دوستم چی داره من ندارم، به من چه منم میخوام، آشپزی هم بلد نیستن، میگن مهریه 1360 تا و ....

حالا من موندم که مشکل ما ها از کجا شکل گرفته. اگه محل مشکل رو پیدا کنیم میشه براش درمان ساخت

 من چند تا از چیز هایی رو که به نظرم درست میاد رو میگم اگه دوستان نظر دیگری دارن اضافه بفرماین

1: مشکل از دولته. چرا؟ چون که تو کار آموزش کوتاهی کردن بهمون آموزش ندادن که چطور آدم های بهتری باشیم. بهمون آموزش ندادن چه طوری مسلمون باشیم. بهمون اموزش ندادن چطوری آدم باشیم. برادر، پسر، دختر یا خواهر خوبی باشیم، بهمون آموزش ندادن که چطور شهروند خوبی باشیم.فقط مجبورمون کردن که این ها باشیم آموزش ندادن

2: مشکل از خانواده هست. چرا؟ خانواده ها برگرفته از انقلاب بودن نسل قدیمی با طرز فکر خودشون هر طور خودشون بودن فک میکردن ما هم ارثی باید همون طوری باشیم که نیست اینجوری پس برای تربیت ما کم گذاشتن و ما شدیم بی ادب

3: مشکل از خودمونه چرا؟ البته اینجا یه کم مشکل داره چون الان هر چی ادم بگه میگن که اگه دو تای اول کار خوشون رو درست انجام میداد ما این طوری نبودیم ولی من میخوام بگم نه آدم باید خودش، خودش رو اصلاح کنه. یعنی ببینه خودشو تو آینه فک کنه به خودش به مردم  به دوستان بفهمه مشکلات خودش رو و سعی کنه عادات بد رو از سرش بیرون کنه و آدم بهتری باشه. یک مشکل دیگه ای هم هست اینه که نمیدونم چرا بعضی اینقدر بدشون میاد اگه کسی مشکلاتشون رو بگه در حالی که این خیلی خوبه تا یه نفر رو داشته باشی که بهت بگه مشکلت اینجاست خودتو اصلاح کن البته با قواعد و آداب خاص خودش ...

همین دیگه این از نظر من. امیدوارم مشکل مملکت و جوان ها رو حل کنه!

تا بعد

نوشته شده در پنج شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ ساعت ۱۸:۱۲ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۱۹۷ | نظر بدهید