دختر ها

این دفعه میخوام از این دختر های گل و مونگول یه انتقادی بکنم حالشو ببرن

راستشو بخواین حرفم اینه که بهشون بگم  به عنوان یه پسر ، خیلی از پسر ها این طورین که وقتی  یه دختر میبینن که به خودش رسیده و همچین سانتلا مانتال کرده خوب خوششون میاد

و همچین دوس دارن بیشتر بهشون نزدیک بشن و هی حرف رو بکشن به هاشه و هی تند تند بحث و عوض کنن و هی دختره رو بپیچونن و بعدش کمکم برن سراغ اصل مطلبشون و ....

و آخرش هم اون دختر مونگول رو به یه رابطه دوستانه غلط سوق بدن

 البته من دو سه دسته دختر دیدم تو اینا یه دسته مونگولا رابطه رو خیلی جدی میگیرن و هی فکر ازدواج و (زهی خیال باطل) ...اینا اما پسره به چی فک میکنه عشق و حالو بعدش قطع تماسو عوض کردن سیم کارتو  و آدرس ها هم که همش اشتباهه و ... و دختره مونگول میمونه با یه عالمه عقده و افسردگی و ناراحتی و جوش و مونگول تر ها هم که خودکشی و ...

یه دسته دیگه اونایین که به خاطر شارٍژ ایرانسل و کادو و و خرج و برج و تفریح و  از این حرف ها با پسر ها دوس میشن و ما پسر ها یه چیزی میگیم این موقع ها ، اونم اینه که اگه برا دختری  پول خرج کنی نباید بزاری مفت در بره از دستت فهمیدین که منظورم چیه !!! البته این دختره ها از اون دسته اول زرنگ ترن و به قول ما پسر ها سرد و گرم چشیده هستن و تجربه هایی دارن البته ببخشین که این قدر صریح میگم چون دوس دارم شدید این خصلتو

یه دسته دیگم هستن اونایی که این روابط رو دوس دارن (که از همه مونگول ترن و در اغلیت)

شاید دسته های دیگری هم باشن که جا مونده با عرض پوزش از بقه مونگولا

حالا برسیم به حرفای اصلی 

راستش من به عنوان یه پسر مجرد با اینکه بیرون از دختر های رو مود و خوشگل و موشگل خوشم میاد ولی وقتی بحث ازدواج و این حرف ها بشه دوس دارم زنم یه دختر پاک و با حجاب باشه و قبلا هم دوس پسر نداشته باشه

راستشو بخواین دختر های محترم همه پسر ها اینو میخوان من یه آشنایی داشتم که تو فاز دختر ها بودش و آخرش هم رفت از تو روستا زن گرفت وقتی گفتم چرا 

میدونید چی گفت گفت دختر باید سالم باشه اینجا هم که پیدا نمیشه 

همین ببخشید اگه به کسی برخورد

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۳ ساعت ۰۲:۴۸ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۶۲ | نظر بدهید

برنامه هفت

نمی دونم شما این برنامه رو می بینید یا نه هفت یه برنامه در مورد سینما است که مجریش هم آقای فریدون جیرانی هستش

برنامه جالبیه البته نه از نظر ساخت بلکه از نظر موضوع راستش من به این برنامه میگم خدای سوتی

از بس تو این برنامه سوتی میدن از تکرار شماره های یک دو سه ضبط میشه گرفته تا اینکه یک سره میکروفن مهمونا قطع میشه و هی میگن یه قسمت ببینید تا درس کنن این فریدون جون هم بهتره بره همون فیلم سازی کنه آبروی هرچی مجریه رو برده خدا وکیلی حالا یه کی نیست بهش بگه چه اجباریه کاری رو که بلد نیستی هی بخوای انجام بدی همش هم فقط حرف خودشو میزنه یا میخواد برا حرفاش از مهمونها تاییدیه بگیره به نظرم اگه به عنوان کارشناس بیاد تو برنامه هم میتونه بهتر حرفشو بزنه هم برنامه به دست یه مجریه توانا تر می افته و فک میکنم این طوزی بهتره

یه چیز خیلی جالب دیگه هم هستش یه آقایی هست که میاد تو برنامه و فیلم های در حال اکران و آمار فروش و پروانه های نمایش جدید رو اعلام میکنه

داستان این بابا اینه که بنده خدا یه لپ تاپ داره و میاره تو برنامه و کنارش هم یه عالمه کاغذ میزاره و موقع خوندن لیست فیلم ها با کمال تعجب زیر چشمی از رو کاغذ ها میخونه و به لپ تاپش نگاه نمیکنه سری اول که دیدمش گفتم شاید بعضی چیزا رو از روی کاغذ میخونه اشکالی نداره از قضا یه شب لپ تاپشو جا گذاشته بود و هی تپق میزد و هی میگفت امش لپ تاپم رو نیاوردم و ....اگه تا حالا این برنامه رو ندیدین بهتون توصیه میکنم برا خندش هم شده یه بار نگا کنین

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۱/۲۰ ساعت ۱۲:۲۷ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۲۳ | نظر بدهید

خودم

نمی دونم این درسته یا نه البته معمولش اینه که دیگران

راجبت نظر بدن (حالا اگه خواستین اینجا نظر بدین) ولی خوب این دفعه رو ببخشید دیگه

راستش به من این انتقاد وجود داره که آدم تنبلی هستم راستش هر کاری میکنم اصلاح هم نمیشه

بعضی ها هم فک میکنن من خیلی مغرورم (باید در نظر داشت که من مردادی هستم) اما به نظر خودم این طوری نیستم انتقادم اینه که چه جوری رفتار کردم که یه عده ای این طوری فک کردن و باید اصلاح کنم خودمو

دست خطم هم یه کم خرابه (از یه کم یه ذره بیشتر) خوب ولی نتونستم درستش کنم

یه کم هم احساساتم کمه  نسبت به همه چیز ها نمی دونم چرا

البته بعضی مواقع هم فوران میکنم ولی خوب به ندرت

دیگه این که یه مقدار زیادی هم به خواب حساسم یعنی زیاد میخوابم از موقعی که وارد دانشگاه شدم تصمیم گرفتم که کمتر بخوابم ولی بعد سه سال هنوز نتونستم خودمو اصلاح کنم

یه مقداری هم لجبازم البته به نظر خودم این به خاطر اینه که نمی خوام چیزی رو که هنوز برام درستیش ثابت نشده قبول کنم ولی بعضی از دوستان هم اینو میگن قول اصلاح نمیدم ولی سعی میکنم

تا بعد

نوشته شده در پنج شنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۹ ساعت ۰۳:۴۲ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۱۸۱ | نظر بدهید

چادر مشکی

سلام ببخشید که چند مدتی نبودم آخه سرم شلوغ بودش ولی امشب با یه آدم خوب صحبت کردم و باعث شد که دوباره شروع کنم (آخه آدم خوب کم ‍پیدا میشه این روز ها)

می خوام یه انتقادی به این بکنم

راستشو بخواین رنگ مشکی تا اونجا که من میدونم تو اسلام مکروهه اما نمیدونم چرا خانوم ها این قدر علاقه دارن به چادر مشکی راستشو بخواین من همیشه با خودم میگم چرا کسی پیدا نمیشه که با چادر رنگی بیاد بیرون فک میکنم خیلی قشنگه هم باعث میشه خود خانوما احساس بهتری داشته باشن هم بقیه آخه مشکی خیلی بده احساس بدی میده به آدم نمی دونم چرا

فک کنم باید یکی شروع کنه تا بقیه خجالتشون( یا ترسشون )بریزه و به نظرم خیلی خوبه

آخه چرا مشکی؟ چرا ما باید کاری رو بکنیم که فک میکنیم درسته نه چیزی که واقعا درست

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ ساعت ۱۱:۳۰ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۱۸۳ | نظر بدهید

نمای آلمینیومی

سلام

میخوام راجب این نماهای آلمینیومی که جدیدا خیلی مد شده حرف بزنم میخوام بگم که بابا جون مگه چی کم داره همون نماهای سنتی خودمون آجر و سنگ و زیبایی و اصالت و...

آخه چه زیبایی داره این نما من که خوشم نمیاد البته به نظرم ما ایرانی ها یه آدم های جو گیری هستیم تا یه چیز جدید میاد همه میریم سراغش بدون اینکه راجبش تحقیق یا فک کنیم و این باعث این میشه

مثلا همین مسجد حوض لقمان تو فلکه شهدای مشهد نماش خیلی قشنگه آجر با رنگ بندی زیبا من که هر وقت میبینمش کلی کیف میکنم و میگم دمش گرم هر کی نماشو ساخته خداییش قشنگه

چه اشکالی داره بعضی ها میگن این نما های جدید خراب نمیشه اگه خرابم بشه زود میشه درستش کرد و از این حرف ها اینم حرفیه دیگه شایدم من آتیشم خیلی تنده" مو که زیاد حال نوموکونموم باهاش خلاص 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ ساعت ۰۷:۳۰ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۱۸۳ | نظر بدهید