هک شدن زرین پال و گذشته من و زرین پال؟

اونا: اسکن رنگی اصل کارت ملی خود را در بخش ارتقاءبه سطح نقره ای ارسال کنید 

من: چرا باید اسکن رنگی ارسال کنم؟
اسکن رنگی ممکن است باعث سو استفاده شود.

اونا: تمام اطلاعات و مدارک ارسالی به زرین پال کاملا محرمانه نگهداری می شود. 

من: مساله اعتماد به شما نیست.
مشکل اینه اگه اطلاعات از سایت شما به سرقت بره مورد سو استفاده قرار میگیره
در حالی که یک کپی سیاه و سفید کمتر مشکل ایجاد میکنه. و به نظر دلیلی خاصی هم وجود نداره برای این جریان فقط یک انتخاب شخصی هست.

اونا: انشالله که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. 
طبق قوانین زرین پال اسکن رنگی مدارک مورد تایید قرار می گیرد. 

من: چرایی این قانون چی هست؟
این جمله "انشالله که چنین اتفاقی نخواهد افتاد." قابل قبول نیست و چرایی این اتفاق رو توضیح نمیده. در ضمن امنیت هم صد درصد نیست و ممکن هست هر اتفاقی بیافتد.
در واقع شما باید یک دلیل قانع کننده داشته باشید که چرا من باید اسکن رنگی مدارکم رو خدمت شما بفرستم. اسکن رنگی که ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرد.
کلا چرا باید همچین ریسکی کنم.
اصلا شما به نظرم خودتون نباید این رو قبول کنید از اونجایی که اگر روز خدای نکرده مشکلی بوجود بیاد و سوء استفاده از مدارک بشه شما توی دردسر بزرگتری می افتید. به نظرم این قانون بدون توجه به این موارد تعیین شده است.

اونا: اگر به سرویس زرین پال اعتمادی ندارید میتوانید از سرویس های دیگر استفاده نمایید. 

من: اگر احساس کنم که شما به جای حرف منطقی و دلیل و پرسش گری از مسولین بالا دستتون فقط دارین یک جمله رو بدون دلیل فقط تکرار میکنید حتما این کار رو خواهم کرد.

اونا: در خدمت شما کاربر محترم هستیم.

من: سوالی پرسیدم و جوابی منطقی و درخور هنوز دریافت نکردم.
پرسیدم چرا باید اسکن رنگی مدارکم رابرای شما بفرستم؟
اگر مساله فقط احراز هویت است که با یک کپی سیاه و سفید مساله باید حل شود. آخه آدم بانک هم میره اسکن رنگی نمیده.
و گفتم که ممکن از از اسکن رنگی سو استفاده بشود. فرض کنید در صورت هک شدن سیستم شما و به سرقت رفتن اطلاعات که ریسک بسیار زیادی دارد.

اونا: پرسیدم چرا باید اسکن رنگی مدارکم رابرای شما بفرستم؟
در جواب باید گفت به دلیل قوانین زرین پال و تایید هویت شخص پذیرنده

حالا اگر اطلاعات لو رفته باشه این همه کپی رنگی کارت ملی میتونه به یک فاجعه تبدیل بشه. من شخصا درخواست حذف اکانت و حذف تمامی اطلاعاتم رو ازشون خواستم. انشاا... که برای حذف اکانتم اسکن رنگی کارت ملی نخوان صلوات!.

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۷/۰۵/۱۳ ساعت ۰۹:۲۹ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۵۸ | نظر بدهید

ارتباطی ساده بین تخصص و هزینه

سلام به همه دوستان

یک مساله‌ای هست که روی اعصابم هست. خواستم اینجا یک صحبتی راجع بهش بکنم مقداری آروم بشم اونم رابطه بین تخصص و پول است. یک عده‌ای هستن که کلا خیلی جالبن این آدم‌ها رو میتونید بیشتر روی وب سایت‌هایی مثل پونیشا یا پارسکدرز یا ... پیدا کنید و کمی باهاشون حرف بزند وکلی اعصابتون خورد بشه و بعدش بشینید به بخندید به روزگار و ... 

مثلا با فردی اونجا آشنا شدم که پروژه‌فروشگاهی داشت با لاراول (یعنی کد اختصاصی میخواست) بعدش قیمت پیشنهادی خودش رو زده بود ۱۰۰/۰۰۰ تا ۲۰۰/۰۰۰ و مدت انجام پروژه رو زده بود ۱۰ روزه و خیلی هم قشنگ نوشته بود فقط دوستانی حرفه‌ای پیام بدن! بعدش من گفتم آخ جان این از همون دوستان مورد بحث است رفتم یک پیامی بهش دادم بعداز یکم خوش و بش کردن بهش گفتم

امکاناتی که توی این فروشگاه نیاز دارید رو بهم بگیم؟

اونم گفت: اول بگید تجربه کار دارید؟ نمونه کار بدید؟

منم گفتم: بله و نمونه کارهام رو دادم بهش. رزومه‌ام رو فرستادم.

بعدش گفت: یک سایتی شبیه دیجی‌کالا میخوام و یک سری امکانات دیگه. میخوام حداکثر ۱۰ روزه تموم بشه. خودم هم کارم همینه پس قیمت زیاد ندید که قبول نمیکنم.

بعدش من گفتم: این کاری که شما میخواید ۶ ماه زمان میبره و ۴۰ تومن هم هزینه داره

گفتگو های بعدی رو دیگه نمیشه منتشر کرد :) (شوخی میکنم خیلی مودب از هم خداحافظی کردیم)

بعد من نشستم فکر کردم یک مقدار به سرگذشت این دوستمون. دیدم این بنده خدا یکی بهش پیام میده احتمالا که تازه از دانشگاه اومده و فرق بین html و css و ... رو هنوز نمیدونه و میگه من که بیکارم بزار بهش یک قیمتی بدم حتما ۱۰ روزه انجام میشه که این نوشته. حالا من که بلد نیستم می‌رم می‌خونم نهایت ۲۰ روزه تمومش می‌کنم بعدش میره ۱۵۰/۰۰۰ هم قیمت میده یعنی یک مقداری کمتر از قیمت حداکثر پیشنهادی. بعدش میره دنبال انجام پروژه و یادگیری و ... بعد از ۲۰ روز تازه میفهمه که زبان‌های برنامه‌نویسی وب چی هستن و هر کدوم چیکار میکنن بعد به اون بنده خدایی که پروژه میخواسته میگه داره تموم میشه یکم دیگه وقت بده بعدش اونم میگه من که ۲۰ روز صبر کردم چند روز دیگه‌ام صبر میکنم اینم پول زیادی هم که نیست. بعد از تقریبا ۴ ماه بنده خدا مجریه میفهمه که نه کار همچین ساده‌ای هم نیست بعدش میفهمه که میشه با یک نرم‌افزار سایت رو دو روزه آورد بالا و میره یک opencart ای چیزی نصب میکنه و تحویل میده بعدش اون کسی که پروژه داشته میگه این کاری که من میخواستم نیست بعدش پول مجری رو نمیده بعدش مجریه هم کلی آه و نفرینش میکنه بعدش اون‌ام کلی این رو آه و نفرین میکنه بعدش اونی که پروژه داشته میره میشینه پیش همه میگه ما تو ایران متخصص نرم‌افزار نداریم. همه فقط رفتن مدرک گرفتن هیچی هم بارشون نیست و ....

امیدوارم متوجه منظورم شده باشید. برای تخصص باید هزینه کرد باید خوب هم هزینه کرد. من یک شرکتی رفتم توس سوالات مصاحبه گفته بود چه کار کنیم تا پروژه ارزون‌تر دربیاد؟ من گفتم چند تا نرم‌افزاری خیلی حرفه ای بیارین ساعتی ۵۰ تومن بهشون بدین اون وقت کار ارزون تر درمیاد. اگه یکی رو بیارید که ساعتی بهش ۲۰۰۰ تومن بدید باید چند ماه روش کار کنین بعدش هم یک کاری تحویل میگیرین که بدرد نمیخوره و زمان و هزینه‌تون از دست رفته و جبران نمیشه و بعدش هم احتمالا از این شغل میرید بیرون و پیتزا فروشی ۶۰۰۰ تومنی با نوشابه رایگان میزنید. البته این آخرش رو تو دلم گفتم :))

انشاا... روزهایی برسه که ما نزدیک بشیم به میانگین‌های جهانی در پرداخت‌ها و شاهد پروژه‌های بین‌المللی باشیم و بدونید که ما همین الان توان و تخصص‌ لازم رو داریم.

امیدوارم کسی از من ناراحت نشه. به امید موفقیت‌های روزافزون برای صنعت نرم‌افزار کشور.

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۸/۲۱ ساعت ۱۸:۵۸ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۶۳۸ | تعداد نظرات ۶

تجربیات جالب از مصاحبه های کاری

سلام و روز بخیر

به خاطر شرایط کاری پیش اومده مجبور شدم مقداری دنبال کار بگردم و تعداد مصاحبه های کاری بسیار زیادی انجام دادم و داخل هر کدومشون یک مشکلی دیدم به نظرم رسید اینجا یک سری انتقاداتی بکنم به همکاران تا شاید در یک نفر تغییری احساس بشه و یکم راجع به این چیز ها فکر کنه.

 

توهم سلیکون ولی: بعضی از دوستان دچار این توهم هستن و هی از سلیکون ولی و متد های جذب توسعه دهنده و ... صحبت میکنند. از نظر شخصی خودم وقتی میتونیم این جور مقایسه ها رو داشته باشیم که همه قسمت های سازمانمون درست باشه. یعنی اگر شما حقوق پرداختیتون حداکثر قانون کار هست دیگه زشته هست بیاید شیوه های استخدامی سلیکون ولی رو برای مصاحبه شونده اجرا کنید و هی دم از شرکت های بزرگ و میزان درآمدشون بزنید

 

قانون کار کلمه طلایی: نکته بسیار جالی که من دیدم و باعث تاسف هست اینه که یک سری مدیران هستند که اصلا به تخصص شما کار ندارند. یعنی مهم نیست براشون چی بلد هستید، چه کارهایی کردید، چه رزومه ای دارید، چند سال سابقه کار دارید، هیچی مهم نیست. هر کس بشینه جلوشون پیشنهادشون ثابت هست. و خیلی غیر حرفه‌ای میگن ما به همه همین پیشنهاد رو میدیم به شما هم همین رو میگم. من نمیخوام بگم اینجا فرد متخصصی هستم و ... به من کم گفتن :-)  من میخوام بگم این شیوه حقوق پیشنهادی زشت و بسیار غیر حرفه‌ای هست. باید مدیر محترم یک شیوه درخواست حقوقی بدست بیاره مثلا بگه این زبان رو بلد بود ۲۰۰ هزار تومان، اون یکی رو بلد بود ۳۰۰ هزار تومان، Git بلد بود هیچی اضافه نمیشه (این رو باید همه بلد باشن) و اگر کسی جلوشون نشسته بود که با توجه به تخصص حقوق شون زیاد تر از توان شرکت میشد اون وقت فقط کافیه بگن ببخشید حقوق تخصصی شما بیشتر از توان پرداخت شرکت در حال حاضر هست و ما نمیتونیم با هم همکاری کنیم.

 

دوره تست: اینم بسیار دیده شده. بعضی دوستان هستن اگه Richard Stallman رو هم بخوان جذب کنند ازش درخواست دوره همکاری تستی میکنند. حالا این مشکلی نیست زیاد، قابل قبول هست اما فرض کنید همین Richard خودمون :-D بهش پیشنهاد بدن با حقوق ماهیانه ۳۰۰ هزار تومان بیاد و دوره تست رو بگذرونه جدی میگم بعضی ها همین قدر رو دارن. من اگه باشم به خودم اجازه نمیدم همچین حرفی بزنم. نهایتش اینه میگم جناب آقای ریچارد خان بیایید سر یک مبلغی کمتر از مبلغ واقعی مناسب تخصص شما به توافق برسیم. بعد اگر بعد از مثلا دو ماه هر دو طرف نسبت به همکاری تمایل داشتند برای ادامه کار مذاکره میکنیم. نه اینکه به ریچارد بگین ما ۳۰۰ تومن میدیم دو ماه اینجا کار میکنید اگه ما تشخیص دادیم شما بدرد ما میخورید یک قرارداد یک ساله می‌نویسیم.

 

میزان تخصص: اینم کلا برای من خیلی جالب هست. یک شرکتی بود توی آگهی کارشون همه تخصص‌هایی که باید داشته باشین رو لیست کرده بود. همش به انگلیسی و خیلی شیک و به روز و کلی تخصص که من هنوز چند تایی از اون ها رو کار نکرده بودم. با خودم گفتم ایول، اینها به نظر میاد یه چیزهایی بارشون هست به تخصص احترام میزارن خیلی خوشحال و شادان و بشکن زنان از این که حداقل با یک نفری که یکم حرفه ای هست صحبت میکنم. بعد از حضور در شرکت محترم متوجه شدم تنها کاری که انجام میدن طراحی قالب wordpress هست و حقوق مورد نظرشون حداکثر قانون کار هست!. بعدش که میگم خوب شما چه نیازی به فردی با این همه تخصص و تجربه دارین. شما یک دانشجوی کاردانی که علاقه مند هست به PHP رو پیدا کنید. یک ماه بهش آموزش بدید میتونه کارتون رو پیش ببره می‌دونید جواب چی شندیم ... نگم بهتره.

آدم متخصص باید زمینه کاریش مشخص  باشه، محدود باشه، عمیق باشه، صاحب نظر باشه. مثلا  آدم‌هایی هستن که تخصصشون فقط HTML,CSS هست و کلی از این راه پول درمیارن و کلی شهرت بین‌المللی دارن. بعضی آگهی‌که کلا مغزم رو منفجر میکنن طرف زده بود مدیر پروژه دارای مهارت کامل در برنامه نویسی Android, IOS و همیچنین مهارت در برنامه نویسی وب و زبان های Python و C# باشد. آشنایی کامل به مباحث مدیریت پروژه، مهندسی معکوس، تکنیک های یادگیری ماشین، مدیریت سرورهای لینوکس، تجربه کار با سایت‌های پربازدید، آشنا به مباحث بازاریابی نوین، دارای حداقل مدرک کاشناسی ارشد، تسلط کامل به زبان انگلیسی و آشنایی به زبان فرانسه، حداقل ۵ سال سابقه کار مرتبط، بعد حقوق پیشنهادیشون هم ماهیانه ۲ میلیون تومان هست با ساعت کاری ۱۰ ساعت در روز. دیدم که میگم.

 

فرم استخدام: یکی از اون چیزهایی که واقعا اعصاب من رو خورد میکنه این هست. طرف فرم آورده گذاشته جلوی من این چیزها رو نوشته توش

  • اطلاعات فردی: نام و نام‌خانوادگی، شماره ملی، شماره شناسنامه، شماره تلفن همراه، گروه خونی خود و همسر، آدرس منزل، تلفن منزل، کروکی منزل، آیا مالک هستید؟، پایان خدمت، نام نام‌خانوادگی پدر و مادر، صادره از کجا؟، شهر تولد پدر و مادر، تحصیلات پدر و مادر نام رشته و مقطع تحصیلی، شماره ملی پدر و مادر، تعداد برادران و خواهران، سن همه اونها به همراه تحصیلات، میزان درآمد پدر، نام ونام‌خانوادگی همسر، شماره تلفن همسر، تحصیلات همسر، آدرس منزل همسر و ...
  • سوابق تحصیلی: همه مقاطع تحصیلی از ابتدایی تا انتها، معدل هر مقطع، نام، تلفن و آدرس مدرسه و دانشگاه، نام تعدادی از اساتید، نام تعدادی از همکلاسان
  • سوابق کاری: چه شرکت هایی کار کردید، چند سال؟، با چه میزان حقوق، روی چی کار میکردید، چرا از اونجا اومدید بیرون؟، تلفن و آدرس اون شرکت ها، نام مدیر شرکت.
  • لیست مقالات و پروژه های کاری
  • آیا با شرکت ما آشنا هستید؟ بعدش هم یک فرم چند صفحه ای شامل یک نظر سنجی برای شرکت و بخش های مربوطه و پیشنهاد شما برای بهتر شدن شرکت و ....
  • حقوق پیشنهادی: اینم جالب هست. خدمتتون بگم که هدف از این قسمت در نظر بسیاری از دوستان این هست که شاید شما یک رقمی بنویسید که از حقوق پیشنهادی اونها کمتر باشه و خیلی ها بعد از دیدن تعداد صفر ها چشم هاشون گرد میشه میگن قوانین کار در شرکت ما رعایت میشه که بطور ضمنی یعنی حقوق قانون کار میدیم و اصلا حتی برای یک لحظه هم فکر نمیکنن که این طرفی که این رقم رو مینویسه آیا عادلانه حساب کرده یا نه؟ آیا ممکنه حقش همین قدر باشه؟ ایا ممکنه تخصصش اینقدر ارزش داشته باشه؟ آیا میتونه اینقدر ارزش افزوده تولید کنه?

یعنی روشون نمیشه وگرنه میگفتن رنگ چشم و رنگ مو و قد و وزن و اینها رو میخواستن. کلا به نظرم درخواست بعضی از این اطلاعات که تجاوز به حریم خصوصی حساب میشه. تازه توجه داشته باشین همه اینها فقط و فقط قبل از مصاحبه شغلی هست. یعنی شما بعد از پر کردن این اطلاعات و یک ساعت منتظر ماندن میرین برای مصاحبه و بعد از 30 ثانیه متوجه میشین که نه امکان همکاری نیست. خوب یکی نیست بگه خوب همکار عزیز کمی فکر کن و کمی احترام بزار و کمی توجه کن.

 

آزمون استخدامی: بعضی شرکت‌ها هم هستن که خیلی شیک آزمون استخدام آنلاین برگذار میکنن و میخوان از این طریق میزان تخصص شما رو بسنجند و بعد از شما دعوت کنند برای مصاحبه و ... شاید با خودتون بگید چه کار خوبی. بله از نظر من هم کار خوبی هست اما چند تایی که من برخورد کردم هدف این آزمون ها تشخیص سطح دانش شما نیست. هدفشون اینه ببینن اسامی توابع رو از بر هستید یا نه. خیلی زیبا و با اعتماد بنفس توی آزمونشون نوشتن اگر دکمه های کیبود فشرده بشوند و سایت جستجو باز شود آزمون شما رد میشود. یعنی اگه دستت بخوره به صفحه کلید آزمون رد میشه و باید دوباره شرکت کنی. اینها اینقدر چیزی بلد نیستند که فکر میکنن هر کس اسامی توابع رو بلد بود توسعه دهنده و تحلیلگر بهتری هست، اینها اینقدر چیزی نمیدونند که فکر میکنند توسعه نرم افزار یعنی اینکه بدونی تابع ...... چیکار میکنه و آیا میدونی چند تا پارامتر میگیره، مقدار پیش فرض پارامتر سوم چی هست؟ یعنی باور کنید که بعد از پاسخ به چند سوال این آزمون حالم اینقدر بد شد که پشت سیستم بلند شدم. چند ساعتی سیستم رو خاموش کردم. و برای آرام تر شدن چند ساعت پیاده روی کردم و با خودم هی تکرار میکردم آخه چرا؟ آخه چرا؟

 

نمونه خوب: اون وقت یک نفری از یک شرکت آمریکایی کوچک سر کاری قرار شد باهم صحبت کنیم. در جلسه اول مصاحبه فقط دو تا مثال داد که کار الگوریتمی بود و گفت شما چطوری حل میکنی این مسایل رو. خودش هم مقداری کمک کرد و گفت میدونم اینها نیاز به فکر داره. زیاد سخت نگیر و فقط سعی کن هر چی به ذهنت میرسه بگی. نپرسید کی هستی؟ کجا هستی؟ پدر و مادرت کین؟ حتی نپرسید چه زبانی بلدی؟ فقط رزومه ام رو خونده بود. چند تا سوال خیلی ساده راجع علایق و سلایق. و بدون اینکه از من چیزی بپرسه گفت ما حقوقی که برای این سمت شغلی در نظر گرفتیم A تومان هست. (نگین باید دلار میگفته، کار از راه دور بود و طرف هم ایرانی بود). آیا برای شما کافی هست؟ و بعدش هم کلی عذر خواهی که ببخشید وقت شما رو گرفتم. کلا ۱۵ دقیقه وقت گذاشتیم. در آخر هم فقط اطلاع داد که روند پذیرش ما بعد از دو مصاحبه هست و یک ماه فرآیند قرارداد طول میکشه. اگر پیشنهاد دیگری رو در این مدت پذیرفتید حتما به ما خبر بدید.و خداحافظ. اینها هم حتما موقع قرارداد کلی اطلاعات از نیروشون میخوان اما نمیاد در جلسه اول تخلیه اطلاعاتی کنن طرف رو.

 

البته ناگفته نماند که یک تعدادی هم همکار مطلع و بافکر هستن که واقعا آدم لذت میبره از همنشینی باهاشون. و وقتی از جلسه مصاحبه خارج میشی میدونی که بهت زنگ نمیزنن برای همکاری اما باز هم راضی هستی که ساعتی پای صحبت کسی نشستی که حداقل بهت احترام میزاره و مقداری رفتار حرفه‌ای در این زمینه از خودش نشون میده.

به امید روزهای بهتر.

نوشته شده در پنج شنبه ۱۳۹۵/۰۷/۰۱ ساعت ۱۰:۱۶ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۸۵۸ | تعداد نظرات ۵

درد دلی با همکاران

کار کردن در زمینه نرم افزار با مدیران و سرمایه گذارانی که چیزی از نرم افزار و علم روز مدیریت نمیدونن یا خودشون رو میزنن به اون راه واقعا خسته کننده است. من بشخصه با این قضیه درگیر بودم و خیلی اذیت شدم  . بعضی ها فکر میکنن مهندس نرم افزار مثل کارگر ساختمون است هر وقت اراده کنی میتونی یکی دیگه رو جذب کنی. البته یک مقداریش هم تقصیر خودمون هست. این ماییم که با پایین آوردن خواسته ها مون و با حسن نیتمون باعث میشیم این طوری راجب ما فکر بشه. یک روزی بالاخره باید این افراد یاد بگرند که نیروی انسانی بزرگترین سرمایه یک مجموعه بخصوص نرم افزاری هست. باید یک روز ما هم یاد بگیریم که اطمینان به آدم های نا مطمن عین حماقت هست باید یاد بگیریم که منفعت "من" قبل یا حداقل مساوی با منفعت هر آدم دیگری میاد. 
امیدوارم یک روزی خیلی نزدیک روی کار خودم تمرکز کنم به دور از یک سری افراد کوته فکر که فکر میکنن که خلاقیت و پشتکار رو میشه با پول بدست آورد.
برای شما دوستان هم آرزو میکنم این اتفاق بیافته و روزی بتونین با کار روی محصولی که بهش علاقه دارید به موفقیت برسید. بدونید که با پشتکار و تلاش هر هدفی قابل دستیابی هست.
روز همه بخیر.

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۵/۰۳/۰۸ ساعت ۱۳:۴۱ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۴۳۸ | تعداد نظرات ۱

روز جشن سپندارمذگان

سلام

خواستم یک انتقادی بکنم درباره کسانی که میگن ما باید روز جشن سپندارمذگان داشته باشیم و نه روز ولنتاین:

چیزی که میخوام بگم این که

1: اگه میخواین روز ملی داشته باشیم برای مسله ای باید قبل از این که روز بین المللی اش بین مردم جا بیافته و عمومی بشه شروع به فرهنگ سازی در موردش بکنین نه اینکه بزارین کلا همه این روز رو به رسمیت بشناسن بعد شروع کنین به تبلیغ یک روز دیگه

2: آخه این چه کاریه شما میکنین وقتی یک روز بین المللی وجود داره برای  روز عشق چرا باید یک روز ملی ما داشته باشیم. یعنی چی مثلا؟ مثل اینه که مثلا برای یک روز بین المللی ما بیایم یک روز دیگه توی تقویم خودمون داشته باشیم.

3: این چه نام مسخره ای هست. خوب کسی نیست بگه خوب حداقل یک اسم مناسب و بروز انتخاب کنین که مردم بتونن استفاده کنن دیگه من خودم هنوز نمیتونم تلفظ کنم اسم این  روز رو.

4: نباید کسانی رو که روز ولنتاین رو جشن میگیرن به جای سپندارمذگان رو مسخره کرد. زندگی خودشه دوست داره این کار رو بکنه و بکسی هم مربوط نیست.

به نظر من بهتره که اولا: نیازی به بومی سازی روز هایی که در تقویم های بین المللی هست، نیست دوما: برای بومی سازی این روز ها سریع تر عمل بشه. 3: نام مناسب انتخاب بشه و بروز

ممنون

نوشته شده در پنج شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴ ساعت ۱۵:۵۱ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۲۴۸ | تعداد نظرات ۲